واحه ای در لحظه
آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست...
گاهی وقت ها نمی دونم به جای سکوت چه باید بکنم؟
انسانیت؟!
گمان میکنم سال هاست که به تشیع جنازه انسانیت رفته ایم
و زیرخروار ها خاک دفنش کرده ایم...
بغضی هست که دیوانه ام میکند...
این روزهای سرد
این روزهای تهی از احساس
کاش بگذرند
کاش
درد حسین(ع) چیزی فراتر از
خنجر و نیزه بود
درد حسین
درد فهمیده نشدن بود
اما
هیچ کس
نفهمید
که حسین(ع)
.
.
برای فهمیده شدن جنگید...
مثل پرنده ای دور از آشیان
مثل دلتنگی رود برای دریا
مثل دل تنگی ماه برای خورشید
.
.
اما
پاییز که بیاید
باد همه دل تنگی ها را خواهد برد....
به
.
.
.
همیشه
خوب
من
ماهي هميشه تشنه ام
در زلال لطف بيكران تو .
مي برد مرا به هر كجا كه ميل اوست
موج ديدگان مهربان تو
زير بال مرغكان خنده هات
زير آفتاب داغ بوسه هات
- اي زلال پاك ! -
جرعه جرعه جرعه مي كشم تو را به كام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو !
اي هميشه خوب !
اي هميشه آشنا !
هر طرف كه مي كنم نگاه ،
تا همه كرانه هاي دور ،
عطر و خنده و ترانه مي كند شنا
در ميان بازوان تو !
ماهي هميشه تشنه ام
اي زلال تابناك !
يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني
ماهي تو جان سپرده روي خاك !
جهان غرق سکوت می شود
آسمان را به تعظیم وا میداری
تو را چه می توان خواند؟
چه می توان نامید؟
« نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت...»
تو
همان بابای مهربان کوچه های تنهای کوفه ای
که هیچ کس را نداشت
انگار گذشته با همه شدتی که میخوای ازش فاصله بگیری به سمتت شتاب می گیره
جاذبه ای که گذشته ، حال و آینده را تسخیر میکنه
فراموشی
بهترین دارو برای خاطرات گذشته اس
اما
گاهی یه صدا، یه آهنگ، بوی یه عطر
گذشته را همونطوری که هست برات زنده میکنه
انگار که همین دیروز اتفاق افتاده
داشته باشیم!
تو خوشبختی زندگی می کنیم و حسرت خوشبختی دیگران و میخوریم!
غافل از اینکه هستند آدم هایی که ممکنه در حسرت خوشبختی ما باشند...
خوشبختی همیشه نباید یه چیز بزرگ باشه میتونه یه اتفاق کوچیک باشه.
گاهی کاش تو لحظه هایی که داریم حسرت میخوریم به آدم هایی فکر کنیم که حتی از خوشبختی کوچک ما
هم محرومند!!
حتی تعصب های کودکانه!
وطن!
چندسال قبل وطن یه دنیا بود
و الان
وطن یعنی دنیا دنیا سکوت و چشم بستن برای ندیدن... برای حفظ آخرین خاطره های خوب !
| Design By : Night Melody |


